تبلیغات
عاشقانه های زیبا - من ... دیگر ... نیستم ...!
 

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

دلگیرم از دنیایی که غرق شبی بی انتهاست

من ... دیگر ... نیستم ...!
دوشنبه 4 شهریور 1392 ساعت 00:41 | نوشته ‌شده به دست افشین | ( نظرات )
روزی خواهد رسید ...
که دیگر ...
نه صدایم را بشنوی  ...
نه نگاهم را ببنی
نه وجودم را حس کنی ...
و میشویی ...
با اشکت
سنگ قبر خاک گرفته ی مرا
و آن لحظه است که معنی تمام حرف های
گفته و نگفته ام را میفهمی
ولی ...
من  ... دیگر ... نیستم ...!






مرتبط با: دلشکسته و غمگین ◕◕◕◕◕شعر و دل نوشته◕◕◕◕◕◕
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
zari سه شنبه 23 مهر 1392 00:34
webeton harf nadare...webeton harf nadare...
افشین در جواب شما می گوید:
ممنون
zahra شنبه 9 شهریور 1392 18:56
حــــــــق با کشیش ها بود گالیله....! زمیـــن آنقدر هــــــا هم گرد نیست... هرکس میرود... دیگــــــــر باز نمیگردد........!!!..
رویا شنبه 9 شهریور 1392 15:56
بعضی وقتا یه پسر می تونه مث یه دختر باشه ولش نازکتر از چینی نازک تنهایی سهراب باشه و بعضی وقتا یه دختر میتونه دلش مث یه پسر باشه .. اینقد غم ها رو تو دلش نگه داره و تو خودش بشکنه و حرفی نزنه .. ما هم همینطوریم ..
یلدا جمعه 8 شهریور 1392 17:34
U pammmmmmmm
رویا چهارشنبه 6 شهریور 1392 15:39
سلام
خوبی دیگه بهم سرنمیزنی
افشین در جواب شما می گوید:
سلام ممنون
من كه همیشه به شما سر میزنم
یلدا چهارشنبه 6 شهریور 1392 11:01
خرابم . . .

خراب . . .

به اندازه قاضی که متهم اعدامیش رفیقش بود . . .

آپممممم
باربد سه شنبه 5 شهریور 1392 07:39
تاهستم ای رفیق ندانی که کیستم
روزی سراغ وقت من آیی که نیستم
فایزه دوشنبه 4 شهریور 1392 19:41

دستانت را در برابرم مشت میکنی و میگویی گل یا پوچ؟!
در دلم می گویم فقط دستانت...
upam
فایزه دوشنبه 4 شهریور 1392 19:40

دستانت را در برابرم مشت میکنی و میگویی گل یا پوچ؟!
در دلم می گویم فقط دستانت...
upam
شهرزاد دوشنبه 4 شهریور 1392 15:48

جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام “زندگی ام”
yeganeh دوشنبه 4 شهریور 1392 13:56
خیییییلی قشنگ بود
افشین در جواب شما می گوید:
ممنون از حضورتون
L-M-G دوشنبه 4 شهریور 1392 13:55
آپـــــــــــــــم!!!1
افشین در جواب شما می گوید:
OK
L-M-G دوشنبه 4 شهریور 1392 13:55
بعد ها . . .

مرگ من روزی فرا خواهد رسید ،

در بهاری روشن از امواج نور

در زمستانی غبارآلود و دور .

یا خزانی خالی از فریاد و شور .


مرگ من روزی فرا خواهد رسید.

روزی از این تلخ و شیرین روزها

روز پوچی همچو روزان دگر

سایه ای از امروزها دیروزها


دیدگانم همچو دالانهای تار

گونه هایم همچو مرمرهای سرد

ناگهان خوابی مرا خواهد ربود

من تهی خواهم شد از فریاد و درد


می خزند آرام روی دفترم

دست هایم فارغ از افسون و شعر

یاد میارم که در دستان من

روزگاری شعله می زد خون شعر .


خاک می خواند مرا هر دم به خویش

می رسند از راه که در خاکم نهند

آه شاید عاشقانم نیمه شب

گل ، به روی گور غمناکم نهند.


بعد من نا گه به یک سو می روند

پرده های تیره ی دنیای من

چشمهای ناشناسی می خزند

روی کاغذها و دفترهای من


در اطاق کوچکم پا می نهد

بعد من با یاد من بیگانه ای

در برم آئینه می ماند به جای

تار موئی ، نقش دستی ، شانه ای


میرهم از خویش و می مانم ز خویش

هر چه بر جا مانده ویران می شود

روح من چون بادبان قایقی

در افق ها دور و پنهان می شود


می شتابند از پی هم بی شکیب

روزها و هفته ها و ماهها

چشم تو در انتظار نامه ای

خیره می ماند به چشم راهها


لیک دیگر پیکر سرد مرا

می فشارد دست دامنگیر خاک

بی تو دور از ضربه های قلب تو

قلب من می پوسد آنجا زیر خاک


بعد ها نام مرا باران و باد

نرم میشویند از رخسار سنگ

گور من گمراه می ماند به راه

فارغ از افسانه های نام و ننگ!
افشین در جواب شما می گوید:
زیبا بود
ممنون از حضورتون
هما و مینو دوشنبه 4 شهریور 1392 09:34
سلام مرسی که بهم سر زدی مایل به تبادل لینک هستم ، آدرس تبادل لینک اتوماتیک سایتم رو برات گذاشتم . خوشحال می شم باهاتون تبادل لینک داشته باشم.

www.megalink.ir
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.