تبلیغات
عاشقانه های زیبا - من چرا دل بستم ...؟
 

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

دلگیرم از دنیایی که غرق شبی بی انتهاست

من چرا دل بستم ...؟
شنبه 16 شهریور 1392 ساعت 20:01 | نوشته ‌شده به دست افشین | ( نظرات )
دردم این نیست که او عاشق نیست
دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است
دردم این است که با دیدن این سردی ها من چرا دل بستم ...؟





مرتبط با: عاشقانه دلشکسته و غمگین ◕◕◕◕◕شعر و دل نوشته◕◕◕◕◕◕
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
یگانه شنبه 23 شهریور 1392 18:55
درد همه عاشقا همینه دیگه....
یلدا سه شنبه 19 شهریور 1392 21:50
آپممممممممم

آرام سه شنبه 19 شهریور 1392 18:38
عالی بود داداشم...
افشین در جواب شما می گوید:
ممنون آبجی ...
•*♥*•گرگ بی مهتاب•*♥*• سه شنبه 19 شهریور 1392 17:57
سلام افشین

چه روزگار زیبایست روزگار بی کسی .....

خیالت تخت او آرام است و تو از آرامش او آرام .....

دلم می خواهد داد بزنم
دلم میخواهد گریه بکنم
دلم میخواهد اما دل بخواهی مرز مرگ است

............

اگه مایل بودی با هم تبادل لینک داشته باشیم

داش میگن وقت دلت گرفت رو به آسمون دعا کن
من همیشه دلم میگیره اما هیچ وقت دعاهام قبول نشدن یا هم همون که بزرگا میگن
شما دعا کن شاید ..............

افشین در جواب شما می گوید:
سلام
ممنونم از حضورتون
الهی دعای همه اونایی كه دلشون گرفته رو قبول كن ((آمین))
zahra سه شنبه 19 شهریور 1392 10:14
امروز خاطراتت را سوزاندم! اما بوی خوش هیزمش بیقرارم کرد...!!!

__

kheyli ghashang bud ..
man chera del bastam ... ? ...
:(
رویا دوشنبه 18 شهریور 1392 21:50
کلافه شدن یعنی

دلتنگ کسی باشی که

نیست و حوصله ی کسی را نداشته باشی که هست !
افشین در جواب شما می گوید:
واقعا همین بود كه گفتی
شهرزاد دوشنبه 18 شهریور 1392 20:02
هــر آدمـی کــه مـــیـرود ،



یــک روز ..یــک جـایـی .. بــه یـک هــوایــی



..بـــرمیـــگـردد ! همــیشه یـک چـــیـزی ،



بـــرای ِ جــامــانــدن هــست ! حتّــی ؛



. . یــک خـــاطـــره !!

افشین در جواب شما می گوید:
ممنونم از حضورتون
دوشنبه 18 شهریور 1392 16:57
سلامممممممممممممممم
خوفی؟
آبم بدو بیا
افشین در جواب شما می گوید:
سلام
بازم اسمتو یادت رفته ننوشتی كی هستی؟
باربد یکشنبه 17 شهریور 1392 22:58
سلام به شما
عطرحضورتان رامدتیست احساس نمیکنم دراین دباغ خانه دنیاحضورقدمهای مشک آمیزشمامشام جان ماراتازه ترمیدارد / باپستی درباره استادجعفری شاعرگرانمایه بروزم منتظریک شعرناب تقدیم ایشان کنید بااحساس خوبتان
شادباشید
افشین در جواب شما می گوید:
سلام ممنونم از حضورتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.