تبلیغات
عاشقانه های زیبا - دانلود دکلمه فوق العاده زیبای علیرضا آذر به نام تومور
 

» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

دلگیرم از دنیایی که غرق شبی بی انتهاست

دانلود دکلمه فوق العاده زیبای علیرضا آذر به نام تومور
دوشنبه 16 شهریور 1394 ساعت 02:54 | نوشته ‌شده به دست افشین | ( نظرات )

خوب من،اضطراب کافی نیست جسدم را برایت آوردم
هی بریدی،سکوت باریدم بخیه کردی و طاقت آوردم

در تنم زخم و نخ فراوان است سرِ هر نخ برای پرواز است
تا برقصانَدَم،برقصم من او خداوندِ خیمه شب باز است

از تبار خروش و طغیان بود رشته آتشفشانِ بر موهاش
چشم هایش عصاره ی خورشید زیر رنگین کمانِ ابروهاش

با صدایش ترانه هایم را یک به یک رو به راه می کردم
مرده ی دستپاچه ای بودم تا به چشمش نگاه می کردم

بدنش را چگونه باید گفت
ساده نیست آنچه در سرم دارم
من که در وصفِ یک سرانگشتش
یک لغت نامه واژه کم دارم

زندگی اتفاق خوبی بود آخرش با نگاه بهتر شد
چشم هایت همیشه یادم هست هر نگاهی به مرگ منجر شد

چشم هایت عقیقِ اصلِ یَمَن گونه ها قاچِ سیبِ لبنانی
تو بخندی شکسته خواهد شد قیمت پسته های کرمانی

نرمِ رویاست جنسِ حلقومت حافظ از وصف خسته خواهد شد
وا کن از دکمه دکمه ها بدنت چشمِ شیراز بسته خواهد شد

سروِ خوش قامتِ تراشیده شاخه هایت کجاست پَر بزنم
حیف از آن ساقِ پا که با بوسه زخمِ محکم تر از تبر بزنم

از کدامین جهان سفر کردی نَسَبَت از کجای منظوم است
که به هر دانه دانه سلولت جای یک جای دور معلوم است

مردم از دین خروج می کردند
تا تو سمت گناه می رفتی
شهرِ بی آبرو به هم می ریخت
در خیابان که راه می رفتی

زندگی کردمت بهانه ی من غیرِ تو هر چه زنده را کشتم
چند سال است روزگار منی مثل سیگارِ لای انگشتم

دور تا دورم ابرِ مشکوکی ست جبهه های هوای تنهایی
فصل فصلم هجومِ آبان هاست تُف به جغرافیای تنهایی

مثل دورانِ خاله بازی بود مثل یک مردِ مُرده خوانده شدم
اِی خدای تمامِ شیطان ها از بهشتی بزرگ رانده شدم

تو در ابعادِ من جوانه زدی عکس من،قابِ بودنت بودم
تو به فکر خیانتت بودی من به فکر سرودنت بودم

چشمِ خود را به دستِ خود بستم تا عذابِ سبک تری باشی
تا در اندوه رفتنت باشم تو در آغوش دیگری باشی

دخترِ کوچه های تابستان
طعمِ شیرین و داغِ خردادی
من خداوندِ بیستون
تو به فکر کدام فرهادی

چشم هایت کجای تقویمند از چه فصلی شروع خواهی کرد
واژه واژه غروب زاییدم از چه صبحی طلوع خواهی کرد

تو نباشی تمامِ این دنیا مملو از مردهای بیمار است
تو نبودی اذیتم کردند زندگی سخت کودک آزار است

خانه ام را مچاله ات کردم  جای خالیت روی تختم ماند
حسرتِ سیب های ممنوعه روی هر شاخه ی درختم ماند

هر دو از کاروانِ آواریم هر دوتا از تبارِ شک،یا نه
ما به فریادِ هم قسم خوردیم هر دوتا دردِ مشترک،یا نه

گیرم از چنگ جان به در ببری گیرم از تَن فرار خواهی کرد
عقل من هم فدای چشم هایت با جنونم چه کار خواهی کرد

سی و یک روز دردِ در به دری
سی و یک هفته خودکشی کردن
سی و یک ماه خسته ام کردی
سی و یک سال طاقت آوردن

در تکاپوی بودنت بودم زخم های همیشه ام بودی
بُتِ سنگینِ سنگ در هر دست دشمنِ سختِ شیشه ام بودی

می روی نَم نَم و جهانم را ساکت و سوت و کور خواهی کرد
لهجه ی کفش هات ملتهبند بی شک از من عبور خواهی کرد

در همین روزهای بارانی یک نفر خیره خیره می میرد
تو بدی کردی و کسی با عشق از خودش انتقام می گیرد

خبرم را تو ناشنیده بگیر بدنت را به زنده ها بسپار
کودکت هم مُریدِ چشمت شد نام من را به روی او بگذار

بعدِ مرگم سری به خانه بزن زندگی تر کنی حضورم را
تا بیایی شماره خواهم کرد...ردِ پاهای دورِ گورم را

آخرم را شنیده ای اما
در دلت هیچ التهابی نیست
با تو مرگ و بدونِ تو مرگ است
عشق را هیچ انتخابی نیست






مرتبط با: ◕◕◕◕◕◕◕◕◕دکلمه◕◕◕◕◕◕◕◕ علیرضا آذر
برچسب‌ها: اضطراب کافی نیست , او خداوندِ خیمه شب باز است , بدنش را چگونه باید گفت , چشم هایت همیشه یادم هست , گونه ها قاچِ سیبِ لبنانی , مردم از دین خروج می کردند , چند سال است روزگار منی مثل سیگارِ لای انگشتم ,
لینک های مرتبط: دانلود دکلمه فوق العاده زیبای علیرضا آذر به نام هم مرگ علیرضا آذر
هر چه می خواهد دل تنگت بگو
محمد دوشنبه 5 بهمن 1394 15:25

کسب درآمد ماهانه بالای 1 میلیون تومان
100 درصد تضمینی

توجه : پس از وارد شدن به لینک ها 15 ثانیه صبر کنید و سپس روی دکمه ی
سبز رنگ "رد کردن تبلیغ" کلیک کنید.

لینک آموزش برای آقایان:

http://bit.do/toopfile14

لینک آموزش برای خانم ها:

http://bit.do/toopfile13
رویا شنبه 23 آبان 1394 12:21
من می دویدم و سرم در پاهایی که میگرن داشتند سرعت گیجه می گرفت شهر می دوید در اسلوموشنی از ادم های وارونه لنگ در هوای نبودن . . . خیابان ها می دویدند و ریل ریل مسافر از خطوط پیاده رد می شد تا راس تو قطار رفتن از من سبقت بگیرد به تو نمی رسیدند به تو نمی رسید به تو نمی رسیدم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.